چه شبهاتاسحرنام توراازته دل صداكردم
دلم راباجنون بي كسي ها اشناكردم
نفهميدم كه مي ميرم نباشي
چو پروانه تورامن درته اين كوچه برفي رهاكردم
چه شبهاتاسحرباقاصدك درخلوتي بي رنگ نشستم
موبه موي خاطراتت راسواكردم
به پاي قاصدك بستم صبوري را
شبيه گل نوشتم روي گلبرگش
كه من بي توچه هاكردم ...


