تبليغاتX
Immortal

 

چشم من بيا منو ياري بكن

گونه هام خشكيده شد كاري بكن

غير گريه مگه كاري ميشه كرد

كاري از ما نمياد زاري بكن

اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمياد تا قيامت دل من گريه ميخواد

                                                                                  

هر چي دريا رو زمين داره خدا

با تموم ابرايي آسمونا

كاشكي مي داد همرو به چشم من

تا چشام به حال من گريه كنن

اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمياد تا قيامت دل من گريه ميخواد

غصه ي گذشته هاي خوب من

خيلي زود مثل يه خواب تموم شدن

حالا بايد سر رو زانو بزارم

تا قيامت اشك حسرت ببارم

دل هيچكي مث من غم نداره

مث من غربتو ماتم نداره

حالا كه گريه دواي دردمه چرا چشمم اشكشو كم مياره؟

خورشيد روشنارو دزديدم

زير اون ابراي سنگين كشيدم

همه جا رنگ سياه ماتم

فرصت موندنمون خيلي كمه

اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمياد تا قيامت دل من گريه ميخواد

 

سرنوشت چشاش كوره نميبينه

زخم خنجرش ميمونه تو سينه

لب غصه سينه ي غرق به خون

غصه ي موندن آدم همينه

اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمياد تا قيامت دل من گريه ميخواد

 

این یکی از شعرای مورد علاقمه که خیلی دوسش دارم>نازنین<

 

 

 

+ نوشته شده توسط نازنین در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 20:6 |
JavaScript Codes

JavaScript Codes JavaScript Codes
JavaScript Codes JavaScript Codes